"یکی بود . . .یکی بود"


اینجا ایستاست

اول تبلیغات خودم   :)

این مغازه ماست.خیلی ام کارمون درسته.بعله(به دلیل قوانین بلاگفا آدرس معرفی شده را تایپ کنید و وارد مغازه ما بشید)

Www.ava-esf.blogfa.com

| | 

 بهـ کلاغــــهابگویید:قصهـ ی منــ اینجا تمامـــ شد، یکیـ..بود و نبود مرا با خود برد...


| | 

خدایــــــــا

کسی را که قسمت دیگریست

سر راه ما قرار نده

که شب های دلتنگیش برای ما باشد

و روزهای خوشش برای دیگری...

| | 

خداونــــــدا دوســـــت دارم

.

.

.

واسه هـــــرچی که بخشیدی

همیشه این تو بودی که

ازم حــالم رو پرسیدی

بازم چشمــامو می بندم

که خوبـی هاتو بشمــارم

نمیتــونم

فقط می گم

.

.

.

خداونــــدا دوســـــت دارم

(بوس)

| | 
او خداست .. اما

 

.

.

گوشش به فرمان توست

نگاهش به دهان توست

و دلش با لبخند تو شاد میشود.

آری او خداست و تو دردانه ی خدایی.

| | 

| | 
 پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :– اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :– من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت :– راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید .پرنده گفت :– نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .انسان دیگر نخندید.  انگار ته ته خاطرات اش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :– غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشم اش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش ، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .آن گاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :– یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی ؟انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست ... 

 

 

| | 
هیچ وقت لحظاتی را که روی تخت بیمارستان بودم را فراموش نمیکنم.

و این سوال که سبک زندگی ام را عوض کرد.

آیا واقعا ارزشش را داشت؟

جواب:نه هیچ چیز از من با ارزشتر نیست.

زندگی خیلی بی ارزش است.ارزش خودمان را بخاطرش کم نکنیم.

تمام/نامه فرت!

| | 

یادش بخیر.دو سه سال پیش چقدر عشق این وبلاگو داشتم...خاطرات قشنکی توش هست بخونیدش آرامش بخشه

| | 

خيلي از ما آهنگ شب بخير كوچولو را كه ساعت نه هر شب از راديو پخش مي شد را به ياد
داريم...چه شبها کوچولوهاي عزيز با شنيدن اين ترانه کوتاه اما زيبا
به خواب ناز فرو رفتند
.میدونم که همه شمارو یاده خاطرات شیرین کودکی میندازه.پس . . .

هدیه ایستا به شما

گنجشک لالا، سنجاب لالا
آمد دوباره مهتاب بالا
لالالا لایی لا لالایی لا لا لالایی…
لالالا لایی لا لالایی لا لا لالایی…
گل زود خوابید مثل همیشه
قورباغه ساکت، خوابیده بیشه
گل زود خوابید مثل همیشه
قورباغه ساکت، خوابیده بیشه
لالا لایی لا لالایی لا لا لالایی…
لالا لالالایی لا لالایی لا لا لالایی…
جنگل لا لا لا لا
برکه لا لا لا لا
شب بر همه خوش، تا صبح فردا
شب بر همه خوش، تا صبح فردا
لالا لالالایی لا لالایی لا

| | 


ادامه مطلب | | 

شما اگه جای این خانوم بودید چی کار می کردید؟

اhttp://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1391/7/1/111472_522.gif

| | 
به کسی که به شما حسادت میکند احترام بگذارید.زیرا او کسی ست که از صمیم قلب معتقد است شما بهتر از او هستید...
| | 


همراه یک طلوع

در این خجسته یاد

در سالگرد بهاران هستیت

روزی که زندگی بر لبان تو بوسه زد

با صد خلوص

هم آستان دل

 خواهم بمانی همیشه شاد

 

ادامه مطلب | | 

کلبه ی مستان ...ببار ای بارون

بـبار ای بـارون بـبــــار
بــا دلـُم گــــریه کن، خون ببار
در شبای تـیـــره چــون زلـــف یــار
بهر لیلی چـو مـجـنـون بـبـار ای بـــارون
دلا خــــــــــون شــــــو خــــــون بــــبـــــــــــار
بر کوه و دشت و هامون بـــبار
دلا خــون شـــــو خــــون بــبـــــــار
بـــر کـــوه و دشــت و هــامــون بــــبـار
بــه ســـرخـــی لـــبــای ســـرخ یـــــــــــــــار
بـــــــه یـــــــاد عــــــاشـــــــــقــــــای ایــن دیـــــــار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
بــــبـــار ای بــارون بــــــبـــــــــار
بـا دلُـم گـریـه کـن، خــون بـــبــــار
در شــبــای تـیـــره چـون زلـف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خــون شـــو خـــون بــبـــــار
بـــر کـــوه و دشـــت و هـــامون ببار
به ســـرخــی لـــبای ســـــرخ یــــــــار
به یـــــــاد عــاشــــقـای ایــن دیـــــار
به داغ عاشقـای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلـف یـار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
 

  

دانلود فایل صوتی 
| | 

| | 

 این همه غصه و غم 

 این همه شادی و شور

 چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند ؛

همه را با هم و با عشق بچـین ...

| | 
درس اول:
توي اتاق رختكن كلوپ گلف، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ...
مرد: الو؟ صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟ مرد: آره! زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط
۱۰۰۰ دلاره! اشكالي نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره!
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد
۲۰۱۲ رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري!
زن: عاليه. اوه  يه چيز ديگه  اون خونه اي رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن
۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب� برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن
۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندي!!!
زن: خيلي خوبه. بعدا مي بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!
نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!


درس دوم:یه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه.
شوهر بر ميداره به
۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه... خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست!!!نتيجه اخلاقي يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند!


درس سوم:

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش. راهبه سوار ميشه و راه ميفتن. چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه. راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار.! کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه. چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده.! راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!! کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه. بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن. کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي!!!نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!

| | 
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هر روز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهار صد دلار پول می گذاره. ولی دو تا شرط داره.
یکی اینکه همه پول رو باید تا شب خرج کنی، وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول رو به حساب دیگه ای منتقل کنی. هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه.
شرط بعدی اینه که بانک می تونه هر وقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد.
حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟
او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا ...

همه ما این حساب جادویی رو در اختیار داریم ؛ "زمان". این حساب با ثانیه ها پر می شه. هر روز که از خواب بیدار می شیم، هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری رو که مصرف نکردیم نمی تونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هر روز صبح جادو می شه و هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به ما می دن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هر وقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم. بیا از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم. ازت تمنا می کنم

| | 

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .

  سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :

 1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟

الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال

آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

 

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟

الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور

آن ازدانشجویان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .

 

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر

آن شخص از خدا کمک خواست .

 

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل

آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

 

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟

الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی

آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .  

 جواب سوالات در پایین 

  اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید :

 

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید .

  2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود.

  3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.

  4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)

  5- توله سگ . در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است .

پس  هرگز به ذکاوت خود مغرور نشوید و به دیگران نخندید .
| | 
تست هوش و تست آی کیو بسیار جالب

فقط ۶ دقیقه فرصت دارید...

شروع کن...

۱- در یک مسابقه دو سرعت شرکت کرده اید. از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

2- اگر در مسابقه قبل از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

۳ - این تست هوش را فقط ذهنی حل کنید.
عدد 1000 را فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با 1000 جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. دوباره با 1000 جمع کنید. حاصل را با 20 جمع کنید. 1000 را به حاصل قبل اضافه کنید و در پایان 10 تا به حاصل اضافه کنید. حاصل چند است؟

4- آبروتون در خطره. زود سوال زیر رو جواب بدید.
پدر ماری، پنج تا بچه داره: به نام های Nana و Nene و Nini و Nono. اسم بچه پنجمی چیه؟

5- بعضی از ماه ها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

6- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت یک عدد قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرصها خورده شود؟

7- قصد دارید ساعت 8 شب بخوابید. ساعت را کوک می کنید که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می شوید، چند ساعت در خواب بوده اید؟

8- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

9- چوپانی 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

10- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

11- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارید چند سیب دارید؟

12- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟


پاسخ تست هوش و IQ:در ادامه مطالب


ادامه مطلب | | 

ترانه سرا: یغما گلروییآهنگ و تنظیم: شادمهر عقیلی

با افتخار آفرینی سلطان صدای جهان ابراهیم حامدی و شادمهر عقیلی

دانلود آهنگ رویای ما شادمهر عقیلی و ابی با لینک مستقیم و پرسرعت

| | 

و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم(دانلود)

امشب بیست و یکم ماه رمضان!!!!!!!امام رضا خیلی دوست داریم.ازت متشکریم که مارو طلبیدی و  دعوتمون کردی...

۲۰/۰۵/۱۳۹۱        ۰۲:۲۵بامداد    شب قدر.

| | 

آپلود عکس